فایل ویکی تمامی رشته ها فایل ویکی دروس تخصصی موفقیت پاورپوینت ارتباط با ما دانلود فایل ویکی

اطلاعیه فروشگاه

با توجه به تغییرات ایجاد شده در بانک ملی خرید زیر 5000 تومان توسط کارت بانک ملی امکان پذیر نیست برای خرید های زیر 5000 تومان لطفا از کارت های بانک های دیگر استفاده نمایید.

دانلود جزوه انسان در اسلام غلامحسین گرامی

دانلود جزوه انسان در اسلام غلامحسین گرامی

كتاب انسان در اسلام :  غلامحسين گرامي   فصل اول : كليات :    اهميت انسان شناسي :

اهميت  انسان شناسي از اين جهت است كه به ماهيت و حقيقت خود شناخت پيدا مي كند. توجه به خويشتن تا آنجا مهم است كه يكي از اهداف انبياء ‌محسوب مي شود. به همين جهت امام علي(ع)، ‌انسان شناسي را افضل المعرفه، افضل الحكمه، انفع المعارف و فوز اكبر دانسته است. دغدغه انسان زماني پايان مي پذيرد كه بداند براي چه و از كجا آمده و به كجا خواهد رفت.ابعاد گوناگون انسان شناسي :1- ارتباط انسان شناسي با جهان بيني :

انسان شناسي هر فرد با جهان بيني او ارتباط تنگاتنگي دارد. اگر انسان داراي جهان بيني الهي باشد،‌ قطعاً‌ به معاد انسان و وجود زندگي اخروي معتقد خواهد بود. در صورتي كه انسان را موجودي تك بعدي بداند،‌ قطعاً‌ نمي تواند به عالم آخرت معتقد باشد. اگر انسان را موجودي دو بعدي بداند كه بعد مادي او مقدمه تكامل بعد معنوي او باشد،‌ قطعاً به وجود خالقي حكم اعتقاد خواهد داشت. يعني انسان شناسي مقدمه كمال انسان و مقدمه اعتقاد به آموزه هاي ديني چون معاد و نبوت و خداشناسي خواهد بود.«‌ من عرف نفسه فقد عرف ربه » از رابطه انسان شناسي و خداشناسي حكايت دارد. رابطه خداشناسي با انسان شناسي رابطه اي دو سويه است. يعني شناخت هر يك به شناخت ديگري و غفلت از يكي به غفلت از ديگري خواهد انجاميد.رابطه انسان شناسي بافرجام شناسي (معاد) نيز رابطه اي دو سويه است. اعتقاد به دو بعدي بودن انسان ها را به انديشه جاودانگي و زندگي پس از مرگ سوق مي دهد. عكس اين مسأله هم صادق است.رابطه انسان شناسي با جهان شناسي نيز رابطه اي دو سويه است . اعتقاد به دو ساختي بودن انسان،‌ اثبات مي كند كه جهان علاوه بر امور طبيعي ،‌امور ماوراء ماده و طبيعت نيز در آن وجود دارد. خلاصه اگر كسي از طريق انسان شناسي به جهان بيني صحيح برسد،‌ مطمئناً‌ داراي يك زندگي با معنا خواهد بود.1. علت اصلي بي توجهي به حقيقت خو د و توجه بيش از حد به بعد غير  معنوي چيست؟الف) ناديده انگاشتن دين و آموزة ديني    ب) نيازهاي مادي انسان  ج) وضعيت موجود جامعه د) موفقيت هاي ظاهري دنياي متجدد    2. علت اصلي مشكلات فراروي انسان چيست؟  الف) بي توجهي به حقيقت خود و توجه بيش از حد به بعد غير معنوي ب) وجود نمازگزاران غير متخصص   ج) ناتواني علم در رفع نيازهاي بشر  د) چشم اندازهاي روشن پيشرفت آنان حرص و ولع انسان 3. روايت معروف «‌ من عرف نفسه فقد عرف ربّه» بيانگر چه رابطه اي است؟ الف) رابطه انسان شناسي و خداشناسي ب) رابطه خداشناسي با معاد ج) رابطه انسان شناسي و معاد  د) رابطه انسان شناسي با  جهان بيني

4 توجه به ساحت هاي وجودي انسان و منحصر نكردن او به جسم و ماديات،‌ ما را به چه چيزي رهنمون مي سازد.

الف) به انديشه جاودانگي و زندگي پس از مرگ ب) به خداشناسي ج) به ضرورت نبوت د) به هدفمندي 2- حداكثر بهره برداري از زندگي دنيوي :يكي ديگر از ابعاد انسان شناسي بهره برداري از زندگي دنيوي است.بحث بر سر اين است كه حالا كه سرنوشت محتوم او مرگ است و زندگيش محدود،‌ چگونه زندگي كند كه از اين فرصت محدود،‌ بيشترين بهره را برده باشد. ابتدا بايد معيار سود و زيان را انسان مشخص كند. وقتي انسان بتواند تفسير صحيح از انسان به دست آورد،‌ آنوقت معيار سود و زيان را قبولي در كنكور و داشتن شغل مناسب،‌ بدست آوردن زندگي راحت و مرفه نمي د اند. انساني كه خود را مخلوق خدا و ‌آفرينش خود را امري هدفمند و خود را از او به سوي او مي داند، ‌مطمئناً‌ خود را موجودي جاودان دانسته و زندگي دنيا  را مقدمه رسيدن به سراي ابدي مي داند.چنين انساني معيار سود و زياد را نزديكي به خدا و د وري از خدا مي داند. تا جايي كه حاضر است جان خود را براي رضايت خدا بدهد تا به او برسد.5. معيار سود و زياد را در زندگي دنيوي از نظر انسان الهي چيست؟الف) نزديكي به خداوند و دوري از خدا ب) داشتن زندگي راحت يا در سختي به سر بردن

ج) رسيدن به امكانات مادي يا محروم از آن د) سود و زياني كه از مردم به انسان مي رسد.   انسان شناسي عقربه جهت نماي آدمي در زندگي است،‌ يعني چه؟ تعريفي كه ما از انسان ارائه مي دهيم،‌ هدف كلي ما را در زندگي برنامه ها و روش زندگي ما را مشخص مي كند. ماديون به گونه اي انسان را تعريف مي كنند. الهيون بگونة ديگري. تمام بايدها و نبايدها بر اساس تعريفي است كه از انسان ارائه مي شود.3- يافتن هويت واقعي :  يكي ديگر از ابعاد انسان شناسي يافتن هويت واقعي خود است. يعني وقتي انسان به بررسي انسان مي پردازد،‌ هويت واقعي خود را مي يابد. يعني پي مي برد كه انسان داراي سرشتي پاك است و انتخابگر شيوه زندگي خود است.اگر انسان  اينگونه تعريف شود،‌ اگر حيواني است تابع غرايز دروني،‌ بدون اراده،‌ اختيار فاقد هر گونه مسئوليت و تكليف ديگر نمي توان هويت ديگري جز آن برايش در نظر گرفت. اما اگر انسان را موجودي متعادلي داراي فطرت پاك و انتخاب گرِ شيوة زندگي تعريف كنيم، ‌هويت ديگري خواهيم يافت.

6. هويت افراد تابع چه چيزي است؟الف) تابع تصويري است كه از انسان داردب) تابع شرايط زندگي افراد است. ج) تابع شرايط اجتماعي است.د) تابع هواهاي نفساني فرد است. 7. عبارت «‌ تصوراتي كه ما از خودمان داريم،‌ شيوة زندگي ما را تدبير مي كند» از چه كسي است و در چه موردي است؟ الف) از راجر تريگ- ارتباط انسان شناسي با هويت يابي ب) از اسپينوزا- رابطه انسان شناسي و خداشناسي ج) از ارنست كاسپر- هويت يابي انسان د) از كانت-  انسان شناسي

رويكردهاي مختلف در انسان شناسي :اگر ما علم را به حضوري و حصولي و علم حصولي را به حسي، عقلي،‌ ديني و تاريخي تقسيم كنيم با پنج رويكرد در انسان شناسي مواجه خواهيم شد كه هر كدام محتاج بحث جداگانه اي است.

الف) رويكرد درون نگري و انسان شناسي عرفاني :از نظر عرفا شناخت حقيقي بواسطه كشف و شهود حاصل مي شود. انسان هم از همين مقوله است و اين شناخت تنها زماني ميسر است كه از تعلقات ظاهري رها شده با شد. اين شناخت بسادگي حاصل نمي شود. تنها با رياضت و تحمل سختي ها ممكن است البته اصلي مسئله درون بيني براي همه ميسر است،‌ ولي دنياي شلوع مدرن توجه انسان را به خارج از خود معطوف كرده.گر چه انسان هرگز نمي تواند از خود كاملاً‌ غافل باشد،‌ اما درون نگري توجه بيشتري مي طلبد.ب) روش عقلي و انسان شناسي فلسفي :يكي ديگر از مباحث گسترده فسلفه اسلامي معرفه النفس است كه ملاصدرا سه وجود براي انسان كامل است. 1-انسان حسي كه در معرض فساد و فنا و زوال است.2- وجود شبحي برزخي كه فاصله ميان آن دو است و آنرا انسان نفسي ناميده اند.3-انسان عقلاني كه همواره ثابت بوده و حقيقت انسان حسي است.عرفا و فلاسفه هر دو گروه براي انسان هاي ظاهري و باطني قائلند.

8. سخن «‌ انسان مانند قران بطني و ظهري دارد كه ظاهر آ در اين عالم و باطن آن در آخرت است» از كيست؟

الف) فيلسوف ملاصدرا  ب) عارف نامي محي الدين عربي ج) اسپينوزا د) ارنست كاسير  9. عبارت «‌ انسان دو نسخه دارد،‌ نسخه ظاهر و نسخه باطن.  نسخه ظاهر او همانند كل عالم با همه مراتبش است و نسخه باطن انسان همانند خداوندي است» از چه كسي است؟  الف) عارف نامي محي الدين عربي ب) فيلسوف ملاصدرا ج) باروخ اسپينوزا د) راجرتريگ

ج) انسان شناسي تجربي و تاريخي :اينكه انسان شناسي تجربي و تاريخي با هم مورد توجه قرار گرفته،‌ اينست كه هر دو متكي بر حس و تجربه هستند،‌ اما در اين شيوه هرگز نمي توان در مسائل جهان بيني (خدا انسان و جهان) به نتيجه قطعي رسيد،‌ زيرا موضوع علوم تجربي ماده و ماديات و روش آلفا مشاهده و آزمون و هدفشان به بند كشيدن طبيعت و بهره برداري از آن است. در حالي كه مسائل جهان بيني قابل تجربه و مشاهده و آزمون نيستند،‌ بي توجهي به اين امور موجب انحراف دانشمندان است.10. چرا روش تجربه در جهان بيني كاربرد ندارد. 11. علوم تجربي به جهان بيني ما چه كمكي مي تواند بكند؟گر چه اين علوم نمي تواند نظر جامعي درباره جهان بيني و انسان ارائه دهد،‌ اما گسترش اين علوم ما را با نظم پيچيده و دقايق اين عالم آشنا مي كند. د) انسان شناسي ديني :اين شيوه انسان شناسي بخاطر خطاناپذير بودن داراي وثاقت و اعتبار است. مي توان به آن اعتماد كرد. اين آوزه ها به همة ابعاد وجودي انسان و نيازهاي او توجه دارد. در حقيقت نارسايي انسان شناسي غير ديني بي توجهي به چنين امري است.البته يافته هاي عقلي،‌ علمي عرفاني موجب درك بهتر معارف ديني است.

12. نارسايي هاي انسان شناسي غير  ديني ناشي از چيست؟الف) بي توجهي به ابعاد مختلف وجودي انسان  ب) توجه بيش از اندازه به بعد روحاني انسان  ج) اختلاف آراء دانشمندان د) تفاوت در انديشه 13. اختلاف آراء‌ انديشمندان در مورد انسان ناشي از چيست؟الف) عدم درك حقيقت ب) توجه بيش از حد برخي از انديشمندان به بعد روحاني ج) توجه به بعد مادي

د) ناتواني عقل در رسيدن به حقايق  14. عبارت « علوم تخصصي بيشتر پنهان گر ذات اساتيد در پرده حجاب تا روشنگر آن» از كيست؟ دربارة چيست؟الف) ماكس شلر فيلسوف و جامعه شناس ‌آلماني ب) با روح اسپينوزا ج) توماس هابز

نظريه هاي متعارضي كه درباره انسان داده شده ، فراوانند. اسپنوزا و طرفدارانش بر جنبه هاي معنوي اصرار ورزيده و انسان را خداي انسان معرفي مي كنند. توماس هابز بر جنبه غريزي او تأكيد كرده و انسان را گرگ انسان معرفي مي كند. برخي انسان ها را آزاد و رها مي دانند. عده اي مسئول و متعهد و دسته اي كمال انسان را در لذت مي بينند و گروهي در منفعت و برخي در محبت و دسته اي انسان را خالق فرهنگ مي دانند و برخي او محصول فرهنگ معرفي مي كنند. اما ارنست كاسيرو انسان شناسي معروف آلماني مي گويد : « فقط از يك راه مي توان به رمز طبيعت بشر پي برد و آ‌ن راه دين است.»

15. عبارت : « فقط از يك راه مي توان به رمز طبيعت انسان پي برد و آن راه دين است» از كيست؟الف) ارنست كاسيرو

ب) ماكس شلر  ج) توماس هابرد) اسپينوزا 16. معيار درستي يا نادرستي داده هاي تجربي،‌ عقلي و فطري چيست؟الف) دين ب) اجماع انديشمندان ج) موافقت داشتن با خواسته هاي بشرد) طبيعت انسان  خلاصه ملاك و معيار درستي يا نادرستي تمام علوم دين است. به همين جهت بدون دور نظر گرفتن آموزه هاي ديني هرگز به كمال و سعادت نخواهد رسيد.

«  انسان شناسي و خود شناسي»17. تفاوت انسان شناسي و خودشناسي : انسان شناسي نوعي شناخت كلي و حصولي نسبت به انسان است،‌ اما خودشناسي جزئي شخصي و حضوري است.رابطه اي بين انسان شناسي و خودشناسي يك رابطه ي دو سويه است. يعني اموري را كه در خود مي يابيم،‌ با حذف خصوصيات مي توان به تمام انسان ها تعميم داد و هر درباره انسان بصورت كلي مي يابيم، در مورد خود نيز صادق است. همانطور كه انسان شناسي ما را به خداشناسي رهنمون مي سازد،‌ خودشناسي نيز ما را به او رهنمون مي سازد.فصل دوم : آفرينش انسان 1- فرضيه تكامل زيستي : آنچه در مورد آفرينش انسان مطرح است،  همان اختلافي است كه بين انديشمندان طرفدار فرضيه تكامل زيستي و مطالب موجود در كتب مقدس است.آنچه مسلم است،‌ تاريخچه اختلاف نظر درباره چگونگي پيدايش انسان به داروين برنمي گردد. داروين 1871 ميلادي ،‌ نظريه خود را ارائه داد‌، در صورتي كه آناكسيمندر در قرن ششم قبل از ميلاد نظريه پيداش انسان از نوعي ديگر از حيوانات مطرح كرده‌، آنچه مهم است،‌ اين است كه آيا نظريه تكامل موجب تزلزل وثاقت متون ديني و زيرسوال رفتن دين است.18. تاريخچه اختلاف نظر درباره چگونگي پيدايش انسان به چه زماني برمي گردد؟براي بررسي موضوع بايد اصول نظريه تكامل و آفرينش انسان از نظر قرآن مورد توجه قرار داده شود. ثبات انواع يا تحول انواع :منظور از ثبات انواع يعني انواع جانوري و گياهي ثابت هستند. يعني هيچ نوع حيواني به نوع ديگر قابل تبديل نيست و هيچ رابطه اي با هم ندارند.

اما نظر ديگر (تحول انواع) اينست كه انواع گياهاي و جانوري از ابتدا به اين شكل نبوده اند،‌ بلكه از انواع ساده تر بوجود آمده اند كه به نظريه تكامل يا تغيير تدريجي انواع معروف است.چارلز داروين حدود بيست و پنج سال به جمع آوري مدارك و قرائن علمي مربوط به تكامل انواع اقدام كرد و سپس نظريه خود را در كتاب «‌ اصل انواع از طريق گزينش طبيعي يا بقاي ن‍ژادهاي شايسته در تلاش براي زندگي»‌ مطرح كرد. داروين هرگز مطرح نكرد كه انسان از نسل ميمون است،‌ بلكه به اوگفت انسان وميمون از تبارمشتركي هستند.19-منظور از ثبات انواع و تحول انواع چيست؟ «‌ اركان نظريه تكامل»

فرضيه تكاملي داروين كه به نظريه انتخاب طبيعي مشهور است،‌ بر سه مفهوم استوار است :الف) تغييرات تصادفي : كه در يك نوع روي داده و به نسل هاي بعدي منتقل مي شود. منشأ اين تغييرات كاملاً‌ حدسي است.ب) تنوع بقا : در طبيعت هر جانداري براي حفظ موجوديت خود در ستيز است‌ براي اجتناب از معدوم شدن نبرد مي كند. ج) انتخاب طبيعي يا بقاي اصلح : موجودي كه بتواند خود را با طبيعت سازگار كند،‌ مي ماند و بر اساس قانون توارث آنچه از آنها زاده مي شوند،‌ آنهايي كه با طبيعت سازگارتر باشند،‌ شانس بيشتري براي بقاء‌ خواهند داشت. 20. اركان فرضيه تكاملي داروين را بنويسيد.

21. داروين از اصول حراست از تغييرات مفيد و بقاي اصلح به چه چيزي تعبير مي كند. انتخاب طبيعي 22. نارسايي هاي فرضيه تكامل را بنويسيد چه نتيجه اي در برداشت؟«‌ نارسايي هاي فرضيه تكامل » انتقادهايي كه بر اين فرضيه وارد شد،‌ نارسايي آن را مشخص مي كرد، كه عبارتند از :الف) تغييرات جزئي امكان پذير است اما تغييرات كلي خير. تا جايي كه گلدار اِشميت و شيندِ وُلف مي گويند،‌ مطالعات آزمايشگاهي فقط تغييرات درون نوع را ثابت مي كند نه شكل گيري انواع جديد را .ب) تحولات هميشه به سوي سازگاري با محيط نيست. اگر زرافه براي بدست آوردن غذا گردنش دراز مي شود. در عوض آهو يا گوزن ايرلندي شاخهايش به اندازه اي رشد كرده كه بي فايده است يا رشد بي اندازه دندان نيش پلنگ شمشير دندان يا تحليل رفتن چشمهاي ماهيهاي غارنشين كه بودنش ضرري نداشت. ج) فاصله انسان و حيوان بقدري زياد است كه از طريق نظريه انتخاب طبيعي دارويني قابل توجيه نيست.تا جايي كه «‌ آلفرد راسل والاس» كه همزمان داروين بود بر اين باور بود كه فاصله بين عقل انسان و ميمون بيش از آن است كه داروين اذعان كرده يا تكلم انسان اصلاً‌ قابل مقايسه با مبادله علائم در حيوانات نيست. به عقيده چارلزلايل ذهن بشر ويژگيهايي دارد كه نمي شود با تحويل به انتخاب طبيعي آنها را توضيح داد.نتيجه گرفته مي شود كه اين فرضيه قطعي و مستند به مدارك علمي بشود. صرفاً‌ آميزه اي از شواهد حسي و نظريه پردازي است،‌ بنابراين نمي توان بعنوان يك حقيقت علمي در كتب درسي مطرح كرد،‌ همانطور كه ايالتهاي مختلف آنرا حذف كردند.23. آثار و پيامدهاي اعتقادي دارونيسم را بنويسيد. با اينكه خود داروين هرگز منكر وجود خدا نبوده، حتي تا آخر عمر تكاليف مذهبي پروتستان ارتدكس خود را انجام مي داده و مي گفت اين نظريه صرفاً‌ مسئله اي علمي است و با  غرض ورزي بر ضد دين يا كليسا همراه نيست.اما مخالفان كليسا يا دين با غرض ورزي از آب گل آلود ماهي گرفتند. از آن بعنوان كشفي علمي كه با آموزه هاي كتب مقدس و دين مخالف است،‌ مطرح كردند.ديگر اينكه بر اساس آيات كتب مقدس زمان آفرينش حضرت آدم حدود 4004 سال پيش از ميلاد در صورتي كه بر اساس نظريه  تكامل پيدايش انسان اوليه به پانصدهزار تا يكصد ميليون سال پيش برمي گردد و انسان تئاندرتال بين سي تا صد و پنجاه هزار سال پيش است و اين مطلب وثاقت كتاب مقدس را زير سوال مي برد. سوم اينكه اين نظريه ارزش هاي اخلاقي و فضائل آنرا زير سوال برده و اينگونه امور را به تكامل اجتماعي انسان نسبت مي دهد. اين نظريه بر تصوير نظم غايي حاكم بر جهان تأثير مي گذارد يعني وجود ناظم خلاصه علم و قدرت لايزال الهي به چالش كشيده می شود. اكنون بحث بر سر اين است كه آيا واقعاً اين نظريه با خالقيت اتقان منبع هدفمندي علم و قدرت و جايگاه والاي انسان كه در متون ديني آمده ،‌ در تعارض است يا خير.

خود داروين كه اين فرضيه را مطرح كرد،‌ نظرش اين است كه قوانين تكامل حيات،‌ آفريده خداوند است و علت العلل است. امروز بسياري از الهي دانان غرب نظريه تكامل را نظري صرفاً علمي مي دانند. بر فرض تاييد معتقدند هيچ خدشه اي به خداشناسي وارد نمي كند. حتي آنها مي گويند نه تنها با اعتقاد به وجود خدا و خلقت الهي هيچ تعارضي ندارد،‌ بلكه مي گويند جهت داري عالم و اصل هدايت عمومي موجودات بصورت مطلوب تر قابل تبيين است. تا جايي كه دانشمندان بزرگي چون هافري برگسون،‌ تيارد و شاردن و هانري بيچر از نظريه «‌تكامل گرايي خداباورانه» دفاع مي كنند. البته اين نظريه با آنچه در مورد خلقت آدم در قرآن آمده بايد جداگانه مورد بررسي قرار گيرد.24. آيا نظريه داروين با آموزه هاي اعتقادي دين در تعارض است؟ چگونه توجيه مي شود.25. عبارت «‌ اگركل نظريه تكامل چيزي نيست جز فرمان آهسته خداواگراودروراء‌ باطن آن است،‌ آنگاه راه حل نه تنها طبيعي و آسان مي شودبلكه حيرت آورنيزخواهد بود»ازكيست؟ درباره چيست؟از هانري بيچردرباره عدم تعارض نظريه تعارض با آموزه هاي اعتقادي دين2. « آفرينش انسان درقران كريم »

براي بررسي سازگاري يا تعارض نظريه تكامل و نظريه انديشمندان اسلامي در اين باره ابتدا بايد آفرينش انسان در قرآن بررسي شود. آياتي كه در اين باره در قرآن آمده چهار دسته است :1. آياتي كه آفرينش انسان را از خاك و گل معرفي مي كند كه خود بر دو دسته است. دسته اول : به حضرت آدم اختصاص دارد. دسته دوم : آياتي كه اطلاق دارد به ساير انسانها.

26. آيه كريمه « اِنَّ مثل عيسي عندا... كَمَثلِ آدَمَ خَلَقَه من تراب» بر چه چيزي دلالت دارد؟ گل 27. آيات « هو الذي خلقكم من طين»‌ (انعام3) «‌ ......... من تراب» (غافر67) «‌ و لقد خلقنا الانسان من صلصالٍ‌ من حماء مسنون»‌ (حجر 2

2. دسته اي از آيات كه خلقت انسان را آب مي داند.« هو الذي خَلَقَ من الماءِ بَشَرَ افَجَعَلَهُ نُسَبَاً وصيهرا » ( فرقان 54) كه در اين باره سه احتمال مي رود :اول اينكه طين از تركيب آب و خاك است. دوم آيه اي كه اشاره دارد به اينكه هر موجود زنده اي را از آب آفريديم « و جعلنا من الماءِ كلَّ شيءٍ حيِّ »‌ (انبياء‌30) سوم اينكه مقصود از آفرينش انسان همان نطفه باشد كه اين احتمال به دو جهت صحيح تر است :الف) برخي آيات واژه نطفه را از «‌ماء مهنن» (طارق6) « ماء‌دافق»‌ (نحل4) تعبير كرده است. دسته سوم : آياتي كه پيش از نطفه پيدايش خاك مطرح مي كند.كه مراحل شكل گيري انسان را پس از خاك با نطفه و علقه و مضغه طبق آنچه در آيه 5 حج آمده « فاِنا خلقناكم من تراب ثم من نطفهٍ ثم من عَلَقَهٍ ثُمَّ من مغضهٍ » آمده « براي كنفرانس از يك دانشجو خواسته مي شود كه مراحل مختلف خلقت انسان را با توضيح كافي»كه ويژگي كل را اختصاص به آدم بدهيم. سپس نسل آدم را از نطفه بحساب آوريم.دسته چهارم : آياتي كه انسانها را از نسل آدم دانسته و آدم و هوا بعنوان پدر و مادر نوع انسان باشد، « هو الذي خَلَقَكُم من  نفسٍ واحدهٍ و جَعَلَ منها زَوجها لِيَسكُنَ اليها»خلاصه هيچ تعارض بين آيات نيست. يعني گروه اول به خلقت حضرت آدم دسته دوم و سوم به آفرينش انسانها از طريق توليد مثل و گروه چهارم به رابطه بين آدم و نوع انسانها اشاره دارد.«‌ قرآن و فرضيه تكامل»از چهار دسته آياتي كه گفته شد،‌ فقط گروه اول ممكن است با فرضيه تكامل در تعارض باشند. آنهم دو آيه اي كه آفرينش انسان را از پيدايش انسان هاي ديگر تفكيك كرده « انَّ مَثَلَ عيسي عند ا...خَلْقَ الانسانِ من طين ثمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سلالهٍ من ماء‌ٍ مهين» (7و8 سجده) روي هم رفته برخي دانشمندان اسلامي ضمن اينكه اين فرضيه را از نظر علمي كاملاً‌ مخدوش مي دانند،‌ آن را كاملاً‌ با آيات قرآن معارض مي دانند. علامه طباطبايي ضمن اينكه دلايل فرضيه تكامل را ناكافي مي داند،‌ مي گويد بر فرض ثبات قطعي اين فر ضيه آيات قرآن بر طبق آن تأويل پذير است. دسته اي ديگر مي گويند آفرينش حضرت آدم مستقل از ديگر انسان ها بوده است. بر فرض قطعيت رسيدن اين فرضيه خلفت آدم يك معجزه و  استثناء محسوب مي شود. گروهي فرضيه تكامل را كاملاً‌ مورد تأييد قرآن دانسته اند و تمام  آيات را بر اساس آن تفسير مي كنند اما بيشتر مفسران چنين نظري را قبول ندارند. برخي با قائل شدن رابطه تمايز و تفكيك بين علم و دين گفته زبان علم و دين با هم جداست. تعارض را حل كرده اند. 28. آيا فرضيه تكامل با آ‌يات قران در تعارض است؟ اين فرضيه چگونه توجيه مي شود. «‌ شگفتي هاي قرآن در آيات آفرينش انسان»

قرآن  كريم در آيات 12-14 مؤمنون – 5 حج- 67 غافر- 39-37 قيامت- 9-6 سجده، ده مرحله تكاملي در درون رحم تا زمان تولد بر شمرده است كه عبارتند از :    مني-نطفه-علقه-مضغه-تصوير و تسويه-شكل گيري استخوان-رويش گوشت بر استخوانها-تعيين جنس جنين-دميدن روح-تولد   تا پيش از اختراع ميكروسكوپ مراحل تكامل انسان روشن نبود در حالي كه قرآن اين مر احل را مشخص كرد.همچنين تا چندي پيش انديشمندان معتقد بودند مرد در انعقاد نطفه نقش اصلي را دارد و رحم زن صرفاً‌ محل پرورش آن است. در حاليكه قرآن پيدايش انسان را از هر دو مي داند.29.  نمونه اي از شگفتيهاي قرآن در خصوص آفرينش انسان را بنويسيد.«‌ آفرينش مستمر و فيض نامحدود» بحث بر سر اين است كه موجودات اين عالم فقط براي ايجاد اوليه به خدا نيازمندند يا براي بقاء و ادامه زندگي نيز به خدا نياز دارند. اگر برخي چنين تصور مي كنند كه نياز وجودي آنها به خدا منحصر به زمان آفرينش است،‌ علت اين است كه خود و عالم هستي را مستقل مي بينند. مثلاً‌ آلياژ اتومبيل به  كارخانه سازنده يا بنا و ساختمان در صورتي كه چنين نيست، لحظه اي نمي توان تصور كرد كه عالم هستي موجود باشد،‌ بدون فيض خدا اگر لحظه اي اين فيض قطع شود،‌ در عالم هيچ چيزي وجود نخواهد داشت.

شامل 17 صفحه فایل word قابل ویرایش


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 2,000 تومان
عملیات پرداخت با همکاری بانک انجام می شود

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
jozveh_726216_8672.zip45k





آخرین محصولات فروشگاه